تبليغاتX
چراغ راه

چراغ راه

عشق چراغ هدایتی است برای هر گم کرده راهی

یک سال با تو بودم عاشق تر از همیشه برات می نویسم

سلام به همه دوستای گلم. از اینکه دیر آپ کردم واقعا

 معذرت می خوام. مخصوصا از بعضیا که اگه تا فردا آپ

 نمی کردم خرخرمو می جوییدند!!!!شوخی کردم عزیزم

به دل نگیری که رودل می کنی. 

اما چرا امروز آپ کردم؟؟؟ چون من به روز ۲۸/۵/ ۸۵

ارادت خاصی دارم و امروز سالگرد اون روزه!!!  

حالا خواهش می کنم زیاد کنجکاوی نکنین برای چی که

حسابی شرمندتون می شم. 

امروز همش در گذشته و تجدید خاطرات سیر می کردم. 

لحظه به لحظه سال پیشو نه تنها برای خودم بلکه برای

 تمام اهل منزل یاد اوری می کنم به طوری که مامانم

فکر می کنه من دیوونه شدم. 

اما احساسم به سال گذشته اینه که حس می کنم

سال پیش با اتفاقی که افتاد من انگار راه زندگیمو  پیدا

کردم. به خاطر همین من اونروز دوباره متولد شدم پس

به نوعی امروز تولد یکسالگی زندگی جدیدمه!!! 

پس:

     تولدم مبارک 

 

 

خودش نمی دونه که چی بهم هدیه کرد ولی به خاطر

بخشندگیش ازش تشکر می کنم.

امیدوارم راهم به بن بست نرسه.  امیدوارم دست

سرنوشت منو از راهم دور نکنه. امیدوارم سایه آسمان

 بالای سرم باشه بدون ابرای سیاه. امیدوارم آهوی

دلم راهشو گم نکنه و امیدوارم ستاره سهیلم در

سیاهی شب بسوزه. و امیدوارم زندگی با همه

خنجراش مرهمی برای زیستن داشته باشه همچنین

امیدوارم شما عزیزان در شادی من شریک باشین 

 

همیشه به یاد داشته باشین: 

 

عشق چراغ هدایتیست برای هر گم کرده راهی 

 

 

          

Happy birthday

Thank you God  

With lots of love

The night of your heart:Nazanin

           

 


 

نوشته شده توسط نازنین در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 19:59 موضوع | لینک ثابت


+++دادگاه عشق+++

 قاضی عقل عشق را محکوم تبعید به دورترین نقطه مغز کرده بود ( یعنی فراموشی) قلب تقاضای عفو عشق را داشت . ولی همه ی اعضا با او مخالف بودند. قلب شروع کرد به طرفداری عشق : اهای چشم مگر تو نبودی که هر روز اّرزوی دیدن او را داشتی ؟ ای گوش مگر تو نیودی که در اّرزوی شنیدن صدایش بودی؟ اهای دست مگر اّرزوی تو دادن دست عهدو پیمان با او نبود ؟ و تو ای پا چه فرسنگها که نپیمودی به خاطر او؟ باز هم مخالف هستید؟ شما چی قضاوت میکنید دوستان؟

 


 

نوشته شده توسط نازنین در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 17:37 موضوع | لینک ثابت


به مناسبت روز مادر

به مادرم بگویید:

هیچ پناهی را با آغوش گرمش تعویض نخواهم کرد و به او بگویید که وقتی من را نوازش می کند بهشت را به من هدیه می دهد.

به او بگویید که تا عالم پا بر جاست او را اندازه جانم دوست دارم و اگر بخواهم از محبت ها و فداکاری هایش بنویسم کلمه ها قدرت بیان آن را ندارند.

زیبا ترین گل های عطوفت مزین به لطافت با عطر صداقت را تقدیم به وجود آسمانی اش می کنم.

برایش در خیال فرشی از اطلس آبی به زیر پایش دستان کوچکم را سقف آسمانش و اشک هایم را باران بهارش می کنم.

و اینک این منم خوشبخت ترین دختر دنیا و از اعماق قلب بی قرارم فریاد بر می آورم :

مادرم دوستت دارم و می خواهم تا آخر عمر زیر سایه ی آفتاب وجودت باشم. 

عشقت نه سرسریست که از سر به در شود

                                      مهرت نه عارضی است که جای دگر شود 

عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم

                                        با شیر اندرون شد و با جان به در شود

 

 

 

 

روز مادر مبارک


 

نوشته شده توسط نازنین در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 19:41 موضوع | لینک ثابت


...فرق عشق ورزیدن و دوست داشتن...

وقتي با کسي که عاشقشي روبرو ميشي.. قلبت تندتر ميزنه

ولي وقتي با کسي که دوستش داري روبرو ميشي فقط خوشحال ميشي..

********** ********* ********* *********

 

وقتي با کسي که  عاشقشي... هستي زمستون پيش چشمات مث بهاره

ولي وقتي با کسي که  دوستش داري هستي ..زمستون فقط زيباست ..همين

************ ********* ********* *********

  اگه تو چشماي کسي که عاشقشي نيگاه کني خجالت ميکشي و صورتت سرخ ميشه

ولي اگه تو  چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني لبخند ميزني

********** ********* ********* *********

وقتي با کسي که عاشقشي هستي نميتوني هر چي تو دلت هست به زبون بياري..

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..اين کارو ميتوني بکني... 

********** ********* ********* *********

وقتي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و خجالت ميکشي

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي... تو خودت هستي و هر کاري دوست داري ميکني.

********** ********* ********* *********

وقتي کسي که عاشقشي گريه ميکنه تو هم به همراه او اشک ميريزي

ولي وقتي کسي که دوستش داري گريه ميکنه تو فقط تسکينش ميدي...

********** ********* ********* *********  

احساس عاشق بودن از چشم شروع ميشه ..

ولي دوست داشتن از گوش

ميدوني چه جوري؟؟

 

 

 

وقتي تو ميخواي کسي رو که دوست داشتي  ديگه  دوست نداشته باشي کافيه ديگه گوشات رو بگيري و به حرفاش گوش ندي و اهميتي ندي  و فراموشش کني

ولي وقتي ميخواي کسي رو که عاشقشي فراموش کني..چشمات رو ميبندي ولي عشق به صورت قطره اي اشک از چشمات مياد پايين...و

 مي ريزه روي قلبت و اون جا ميمونه

 تا ابد.... .. ..

 

 


 

نوشته شده توسط نازنین در دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت 20:8 موضوع | لینک ثابت


من که عاشق این شعرم. شما هم بخونین شاید خوشتون اومد!!!

بی تو من چیستم؟  ابر اندوه

بی تو سرگردان تر از پژواکم

                             ـ در کوه

گردبادم در دشت،

برگ پاییزی در پنجه باد 

و اندر این دوره ی بیدادگری ها هر دم

کاستن ،

     کاهیدن،

            کاهش جانم،

                          کم

                              کم

چه کسی خواهد دید

مردنم را بی تو؟

بی تو مردم، مردم

گاه می اندیشم ، 

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی رو تو را

کاشکی می دیدم

شانه بالا زدنت را،

              - بی قید -

و تکان دادن دستت که،

                 - مهم نیست زیاد -

و تکان دادن سر را که ،

               - عجیب؟

                       - عاقبت مرد؟

                                  - افسوس!

- کاشکی می دیدم!

من به خود می گویم:

چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد 

می توانی تو به من زندگانی بخشی

یا بگیری از من آنچه را می بخشی

 

 

به یاد زنده یاد حمید مصدق و

با تشکر از محسن چاووشی عزیز که این شعرو با اندکی تغییر تبدیل به آهنگ ماندگاری کرد و من کلی خاطره با آهنگاشون دارم!  

         


 

نوشته شده توسط نازنین در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 19:21 موضوع | لینک ثابت